قیمت نان در 50 سال قبل ایران چطور بالا رفت؟

قیمت نان در 50 سال قبل ایران چطور بالا رفت؟

فوری خرید: نان در ایران فقط یک ماده غذایی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره، سفره خانوار و حافظه جمعی مردم است. بنابراین هر تغییری در قیمت نان، خیلی زود از یک عدد اقتصادی فراتر می رود و به موضوعی معیشتی و حتی سیاسی تبدیل می شود. اگر بخواهیم روند اقتصاد خانوار ایرانی را در چند دهه گذشته مرور نماییم، یکی از روشن ترین علائم همین نان است؛ کالایی که همیشه در دسترس بوده، اما قیمت آن در طول پنجاه سال گذشته، همپای تورم، تغییر ساختار یارانه ها، افزایش هزینه تولید و تحولات اقتصادی کشور، بارها دستخوش افزایش شده است.



به گزارش فوری خرید به نقل از خبر آنلاین مرور روند قیمت نان در ایران نشان میدهد که این کالا هرچند در دوره های مختلف با حمایت های دولتی، قیمت گذاری دستوری و یارانه آرد کنترل شده، اما هیچگاه از فشار تورم و رشد هزینه های عمومی اقتصاد به صورت کامل در امان نمانده است. به بیان ساده، نان شاید در مقایسه با خیلی از کالاها آرام تر گران شده باشد، اما در مقیاس بلندمدت، جهش قیمت آن بطورکامل محسوس و معنادار بوده است.
چرا قیمت نان همیشه مهم است؟
اهمیت نان از آنجا می آید که این کالا، پایه مصرفی بخش بزرگی از خانوارهاست. برعکس خیلی از اقلام که ممکنست از سبد مصرف حذف یا کم رنگ شوند، نان بازهم یکی از اصلی ترین اجزای خوراک روزانه در ایران باقیمانده است. برای همین، هر افزایش قیمت در نان، مستقیم روی هزینه های روزانه مردم اثر می گذارد؛ بخصوص برای دهک های پایین درآمدی که سهم بیشتری از مخارج خوراکی آنها به اقلام پایه اختصاص دارد.
به همین دلیل هم قیمت نان در ایران، برعکس برخی کالاها، فقط یک مسئله صنفی یا تولیدی نیست. این قیمت به امنیت غذایی، سیاست یارانه ای دولت، رفاه خانوار، تورم مواد غذایی و حتی آرامش روانی جامعه گره خورده است.
نان در دهه های گذشته چه طور گران شد؟
اگر به پنجاه سال قبل نگاه نماییم، روند قیمت نان در ایران یک خط صاف و یکنواخت نبوده است. در بعضی دوره ها، افزایش قیمتها تدریجی و کنترل شده بوده و در بعضی مقاطع، جهش های محسوس تری روی داده است. این نوسان ها معمولا با چند عامل اصلی ارتباط داشته اند: تورم عمومی، افزایش دستمزدها، افزایش هزینه انرژی، تغییر نرخ خرید گندم، قیمت آرد، هزینه حمل و نقل، اجاره، و سیاستهای یارانه ای دولت.
در دهه های گذشته، دولت ها معمولا کوشیده اند قیمت نان را به علت حساسیت اجتماعی آن، با کنترل و یارانه مهار کنند. اما از آنجائیکه هزینه تولید نان مدام بالا رفته، این کنترل قیمتی در خیلی از دوره ها فقط سبب شده افزایش قیمت با تاخیر رخ دهد، نه این که به صورت کامل متوقف شود.
دهه ۵۰؛ نان ارزان در اقتصاد متفاوت
در دهه ۱۳۵۰، نان در ایران کالایی خیلی ارزان تر از امروز بود؛ البته نه فقط به مفهوم عدد اسمی، بلکه در نسبت با درآمدها و قیمت سایر کالاها هم جایگاه متفاوتی داشت. ساختار اقتصادی کشور، شکل مصرف خانوار، سطح دستمزدها و نظام توزیع در آن دوره با امروز قابل مقایسه نبود. در عین حال حتی در همان سال ها هم نان به علت اهمیت بالای ش در زندگی روزمره، کالایی حساس محسوب می شد. از همان زمان مشخص بود که هر تغییر کوچک در قیمت این کالا، بازتاب اجتماعی قابل توجهی خواهد داشت.
دهه ۶۰؛ جنگ، کوپن و حساسیت بیشتر بر قوت مردم
در دهه ۱۳۶۰ و همزمان با شرایط جنگی، اقتصاد ایران وارد دوره ای شد که در آن تامین کالاهای اساسی، همچون نان، اهمیت مضاعف پیدا کرد. در این دوره، دولت برای حفظ دسترسی عمومی به اقلام پایه، مداخله بیشتری در بازار داشت و موضوع نان بیشتر از پیش به مسئله ای در رابطه با امنیت غذایی تبدیل شد. در چنین فضایی، کنترل قیمت نان نه فقط یک سیاست اقتصادی، بلکه بخشی از سیاست اجتماعی و حمایتی به شمار می رفت. با این وجود، فشارهای ناشی از جنگ و محدودیت منابع، زمینه تغییرات تدریجی در هزینه های تولید را از بین نبرد.
دهه ۷۰؛ شروع فشارهای تازه
با ورود به دهه ۱۳۷۰، اقتصاد ایران کم کم با موج های جدیدی از تورم، تعدیل اقتصادی و رشد هزینه های زندگی رو به رو شد. در این دوره، نان هم از این تحولات جدا نماند. بااینکه یارانه آرد و سیاستهای حمایتی بازهم نقش مهمی داشتند، اما شکاف میان قیمت واقعی تولید و قیمت فروش نان بیشتر شد. درنتیجه، موضوع افزایش قیمت نان در این دهه بیشتر از گذشته به بحث های اقتصادی و اجتماعی راه پیدا کرد. از همین دوره به بعد، نان به یکی از فاکتورهای مهم برای سنجش فشار معیشتی تبدیل شد.
دهه ۸۰؛ نان در میانه تورم و یارانه
در دهه ۱۳۸۰، رشد تورم، تغییر هزینه های کسب و کار و رشد هزینه های نانوایی ها سبب شد بحث بر سر واقعی سازی یا کنترل قیمت نان جدی تر شود. هزینه هایی مثل دستمزد، اجاره، انرژی، حمل و نقل و مواد اولیه، آهسته آهسته فشار بیشتری بر زنجیره تولید نان وارد کردند. در چنین شرایطی، حتی با وجود ادامه حمایت های یارانه ای، افزایش قیمت نان به یک روند اجتناب ناپذیر نزدیک شد. در حقیقت، دولت ها بین دو نگرانی همیشگی گرفتار بودند: از یک سو باید از مصرف کننده حمایت می کردند و از طرفی نمی توانستند هزینه های فزاینده تولید را نادیده بگیرند.
دهه ۹۰؛ جهش هزینه ها و پررنگ شدن نارضایتی ها
دهه ۱۳۹۰ را میتوان یکی از مهم ترین دوره ها در روند افزایش قیمت نان دانست. در این دهه، تورم مزمن، نوسانات ارزی، افزایش قیمت حامل های انرژی، بالا رفتن هزینه تولید و کاهش قدرت خرید خانوار، همگی بشدت بر بازار نان اثر گذاشتند. در این سال ها، هر بار که زمزمه افزایش قیمت نان مطرح می شد، واکنش عمومی هم بالا می گرفت؛ چون نان دیگر فقط یک قلم غذایی نبود، بلکه نشانه ای از فشار کلی بر سفره مردم شده بود. برای خیلی از خانوارها، تغییر قیمت نان یعنی لمس مستقیم تورم در ابتدایی ترین سطح زندگی.
دهه ۱۴۰۰؛ نان در مرکز بحث معیشت
در سالهای اخیر، مسئله قیمت نان بار دیگر به مرکز توجه افکار عمومی بازگشته است. دلیلش هم روشن است: افزایش همزمان هزینه های عمومی زندگی سبب شده مردم نسبت به هر تغییر در قیمت کالاهای اساسی حساس تر شوند. در این دوره، بحث قیمت نان فقط به نرخ مصوب محدود نمانده، بلکه موضوع هایی مثل کیفیت نان، وزن چانه، هزینه پخت، اختلاف قیمت در مناطق مختلف و فشار بر نانوایان هم پررنگ تر شده است. به بیان دیگر، مسئله امروز فقط این نیست که نان گران شده؛ بلکه اینست که هم مصرف کننده از فشار قیمت ناراضی است و هم تولیدکننده از ثابت نماندن دخل وخرج خود گلایه دارد.
چرا نان با وجود یارانه باز هم گران می شود؟
این پرسش یکی از مهم ترین پرسش های عمومی است. پاسخ کوتاه اینست که یارانه می تواند آهنگ افزایش قیمت را کند کند، اما نمی تواند برای همیشه جلوی آنرا بگیرد. وقتی هزینه های تولید نان بالا می رود، از قیمت گندم و آرد گرفته تا دستمزد، اجاره، برق، گاز و حمل و نقل، فشار در نهایت به کل زنجیره منتقل می شود. اگر دولت بخواهد قیمت نان را برای مدت طولانی پایین نگه دارد، باید اختلاف آنرا با پرداخت یارانه جبران کند. اما این کار هم به منابع مالی سنگین نیاز دارد و همیشه پایدار نیست. درنتیجه، در بلند مدت یا باید یارانه بیشتری پرداخت گردد یا قیمتها بشکل تدریجی یا دفعی تعدیل شوند.
افزایش قیمت نان چه معنایی برای خانواده ها دارد؟
افزایش قیمت نان برای خانوارهای پردرآمد شاید فقط یک تغییر جزئی در هزینه ها باشد، اما برای دهک های پایین، ماجرا متفاوت می باشد. چون هرچه درآمد کمتر باشد، سهم غذاهای پایه در سبد مصرف بیشتر می شود. بدین سبب افزایش قیمت نان می تواند فشار معیشتی را به صورت نامتناسب بر خانواده های کم درآمد تحمیل کند. از همین رو، قیمت نان فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه ای از وضعیت عدالت اجتماعی، دفاع از اقشار لطمه پذیر و توان دولت در حفظ ثبات کالاهای ضروری هم هست.
آیا نان فقط گران شده یا کوچک تر هم شده است؟
در سالهای اخیر، یکی از موضوعات مهم درباره ی نان این بوده که تغییرات بازار فقط در قیمت اسمی دیده نمی گردد. در بعضی موارد، وزن چانه، کیفیت آرد، اندازه نان و کیفیت پخت هم تغییر کرده است. یعنی ممکنست قیمت رسمی در ظاهر ثابت بماند، اما مصرف کننده در عمل نانی کوچک تر یا بی کیفیت تر دریافت کند. این پدیده در تحلیل اقتصادی به این معناست که فشار تورم فقط از مسیر افزایش نرخ مستقیم وارد نمی گردد، بلکه می تواند از مسیر کاهش کیفیت یا کم فروشی هم بروز پیدا کند.
روند افزایش قیمت نان در ایران طی پنجاه سال گذشته، روایتی فشرده از تحولات اقتصادی کشور است. از دهه ۵۰ تا امروز، نان همیشه کالایی حساس، راهبردی و اجتماعی بوده؛ کالایی که دولت ها کوشیده اند با یارانه و قیمت گذاری آنرا کنترل کنند، اما در نهایت از فشار تورم، افزایش هزینه تولید و بحران های اقتصادی بی تأثیر نمانده است. نان در ایران فقط یک خوراک روزانه نیست؛ آینه ای از وضعیت معیشت مردم است. به همین دلیل، بررسی روند قیمت آن در نیم قرن گذشته، در واقع بررسی بخشی از تاریخ اقتصادی و اجتماعی زندگی ایرانیان است.

منبع:

1405/04/27
18:49:55
5.0 / 5
4
تگهای خبر: آنلاین , اقتصاد , اقتصادی , بازار
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظر کابرهای فوری خرید در مورد این پست
لطفا شما هم نظر دهید
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

فوری خرید